جدید ترین عناوین خبری امروز
[custom-login-form btn_close="true" logo_src="https://fastzaban.com/wp-content/uploads/2019/12/fastzaban-logo-98.jpg" btn_register_class="btn_show_registerForm"] کاربر جدید هستم! [/custom-login-form][custom-register-form btn_close='true' logo_src='https://fastzaban.com/wp-content/uploads/2019/12/fastzaban-logo-98.jpg' ]
خانه » آموزش لغات ۵۰۴ واژه » آموزش تصویری کتاب ۵۰۴ واژه – درس چهاردهم
آموزش تصویری کتاب 504 واژه - درس چهاردهم

آموزش تصویری کتاب ۵۰۴ واژه – درس چهاردهم

فست زبان: در یکی دیگر از سری آموزش‌های کتاب ۵۰۴ واژه، آموزش کامل تصویری درس ۱۴ این کتاب را برای شما آماده کردیم. این درس نیز شامل ۱۲ واژه می باشد که به همراه تصویر، تلفظ، مترادف، مثال و ترجمه فارسی آورده شده است. حتما در ادامه با ما همراه باشید.

 

توجه مهم: این آموزش بخشی از کتاب Fast 504 استاد زنگیه‌وندی و استاد ربیعی است. برای مطالعه کامل این آموزش‌ها و سفارش این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید.
کتاب Fast 504

لغت اول

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Unruly

Unruly (adj.) /ʌnˈruːli/ put off to a later time; delay

نافرمان، یاغی

Unruly behavior is prohibited* at the pool.

رفتار شیطنت‌آمیز در استخر ممنوع است.


لغت دوم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Rival

Rival (n.) /’raɪvəl/ person who wants and tries to get the same thing as another; one who tries to equal or do better than another

رقیب، حریف

Sherry didn’t like to compete* because she always thought her rival would win.

«شِری» دوست نداشت در مسابقه شرکت کند چون همیشه فکر می‌کرد رقیبش پیروز می‌شود.


لغت سوم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Violent

Violent (adj.) /ˈvaɪələnt/ acting or done with strong, rough force

خشونت‌آمیز، پرخاشگر

Carefully, very carefully, we approached* the violent man.

ما با دقت و خیلی با احتیاط به آن مرد خشن نزدیک شدیم.


لغت چهارم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Brutal

Brutal (adj.) /’bru:tl/ coarse and savage; like a brute; cruel

وحشی، بی‌رحم، ظالم

Dozens of employees* quit the job because the boss was brutal to them.

ده‌ها تن از کارکنان از شغلشان استعفا دادند چون رئیس نسبت به آنها ظلم می‌کرد.


لغت پنجم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Opponent

Opponent (n.) /əˈpoʊnənt/ person who is on the other side of a fight, game, or discussion; person fighting, struggling or speaking against another

(به‌ویژه در جنگ، مسابقه، انتخابات و مباحثه) رقیب، حریف

The Russian chess player underestimated* his opponent and lost.

شطرنج‌باز روسی رقیبش را دست‌کم گرفت و باخت.


لغت ششم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Brawl

Brawl (n.) /brɑːl/ a noisy quarrel or fight

کتک‌کاری پرسروصدا، جنجال

What started out as a polite discussion soon became a violent* brawl.

آنچه ابتدا به‌عنوان بحثی مؤدبانه شروع شد خیلی زود تبدیل به یک کتک‌کاری خشونت‌آمیز شد.


لغت هفتم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Duplicate

Duplicate (n., v.) /ˈduːplɪkeɪt/ an exact copy; make an exact copy of; repeat exactly

رونوشت؛ کپی کردن

We duplicated the document* so that everyone had a copy to study.

ما از سند کپی گرفتیم تا همه یک نسخه برای مطالعه داشته باشند.


لغت هشتم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Vicious

Vicious (adj.) /ˈvɪʃəs/ evil; wicked; savage

خبیث، شرور

Mr. Voss was reluctant* to talk about his vicious pit bull.

آقای «واس» تمایلی نداشت در مورد سگ پیت بول[۱] وحشی‌‌‌‌اش صحبت کند.

[۱] پیت‌ بول نوعی سگ‌ کوتاه‌، سینه‌‌ستبر و گازگیر است که در قدیم از آنها به‌عنوان طعمه برای گاوهای مسابقه (بول) استفاده می‌شد.

تحلیل ویدیویی آزمون EPT فروردین ۹۸
حتما بخوانید


لغت نهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Whirling

Whirling (adj.) /ˈwɜːrliɪnɡ/ turning or swinging round and round; spinning

گَردان، دَوار، در حال چرخش

As they tried to lift the bulky* piano, the movers went whirling across the living room.

وقتی کارگران سعی داشتند پیانوی بزرگ را بلند کنند اطراف اتاق نشیمن می‌چرخیدند.


لغت دهم

واژه آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Underdog

Underdog (n.) /ˈʌndərdɑːɡ/ person having the worst of any struggle; one who is expected to lose

بازنده؛ حریف ضعیف؛ مظلوم، زیردست، توسری‌خور

I always feel sorry for the underdog in a street fight.

من همیشه دلم به حال شخص ضعیف در دعوای خیابانی می‌سوزد.


لغت یازدهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Thrust

Thrust (v.) /θrʌst/ push with force

محکم فشار دادن؛ پرتاب کردن

He had adequate* strength to thrust himself through the locked door.

او آنقدر قدرت داشت که با ضربه به در قفل‌شده به‌زور آن را باز کند.


لغت دوازدهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Bewildered

Bewildered (adj.) /bɪˈwɪldə(r)d/ confused completely; puzzled

مبهوت، گیج، متحیر

His partner’s weird* actions left Jack bewildered.

رفتار عجیب والدین «جَک» او را متحیر کرد.

 

منبع: کتاب Fast 504 استاد مهرداد زنگیه‌وندی – استاد محمدرضا ربیعی

 

مطالعه درس‌های دیگر آموزش کتاب ۵۰۴ واژه با روش یادگیری تصویری

لطفا به این مطلب رای دهید.

منبع: فست زبان

دیدگاه ها 0

Leave a Reply

avatar
  مشترک شدن  
اعلام کردن به
ثبت نام دوره فشرده گرامر و ریدینگ اسفند ۹۸ظرفیت محدود

استفاده ساده و سریع از مطالب سایت در اپلیکیشن فست زبان