جدید ترین عناوین خبری امروز
[custom-login-form btn_close="true" logo_src="https://fastzaban.com/wp-content/uploads/2019/12/fastzaban-logo-98.jpg" btn_register_class="btn_show_registerForm"] کاربر جدید هستم! [/custom-login-form][custom-register-form btn_close='true' logo_src='https://fastzaban.com/wp-content/uploads/2019/12/fastzaban-logo-98.jpg' ]
خانه » آموزش تصویری لغات ۵۰۴ واژه » آموزش لغات 504 با تصویر – درس دهم
  • fastzaban
  • ۲۳ خرداد, ۱۳۹۸
  • ۱۰:۱۰
  • ۳,۴۰۸
آموزش ۵۰۴ با تصویر - درس دهم

آموزش لغات 504 با تصویر – درس دهم

فست زبان: در یکی دیگر از سری آموزش‌های کتاب 504 واژه، آموزش کامل تصویری درس 10 این کتاب را برای شما آماده کردیم. این درس نیز شامل ۱۲ واژه می باشد که به همراه تصویر، تلفظ، مترادف، مثال و ترجمه فارسی آورده شده است. حتما در ادامه با ما همراه باشید.

توجه مهم: این آموزش بخشی از کتاب Fast 504 استاد زنگیه‌وندی و استاد ربیعی است. برای مطالعه کامل این آموزش‌ها و سفارش این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید.
کتاب Fast 504

لغت اول

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Excel

Excel (v.) /ɪk’sel/ be better than; do better than

بهتر بودن از؛ سرآمد بودن؛ پیشی گرفتن

Because he was so small, Larry could not excel in sports.

از آنجا که «لَری» جثۀ کوچکی داشت، نمی‌توانست در ورزش سرآمد باشد.


لغت دوم

Feminine

Feminine (adj.) /ˈfemənɪn/ of women or girls

زنانه، دخترانه؛ ظریف

Aunt Sarah can always be counted on to give the feminine viewpoint.

همیشه می‌توان روی نقطه نظرات ظریف عمه «سارا» حساب کرد.


لغت سوم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه mount

Mount (v.) /maʊnt/ get up on

بالا رفتن؛ سوار شدن (به‌ویژه بر پشت اسب یا روی دوچرخه)

The watchman mounted the tower to see if there were any people in the vicinity.

نگهبان روی برجک رفت که ببیند آیا کسی در آن حوالی هست.


لغت چهارم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه compete

Compete (v.) /kəmˈpiːt/ try hard to get something wanted by others; be a rival

رقابت کردن، مسابقه دادن

The former champion was challenged* to compete for the tennis title.

از قهرمان اسبق دعوت شد تا برای کسب عنوان قهرمانی تنیس در مسابقات شرکت کند.


لغت پنجم

واژه Dread

Dread (v., adj., n.) /dred/ look forward to with fear; fear greatly; causing great fear

دلواپس بودن، دلهره داشتن، (به‌شدت) ترسیدن

The poor student dreaded going to school each morning.

دانش‌آموز ضعیف هر روز صبح از رفتن به مدرسه می‌ترسید.

آموزش تصویری 504 - درس ۳۱
حتما بخوانید

 


لغت ششم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Masculine

Masculine (adj.) /ˈmæskjəlɪn/ of man; male

مردانه؛ مذکر؛ دلیر؛ جوانمرد

The boy became more masculine as he got older.

پسرک هر چه بزرگ‌تر می‌شد، دلیرتر می‌شد.


لغت هفتم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Menace

Menace (n.) /’menes/ threat

تهدید، خطر؛ مایۀ دردسر

Sergeant Foy’s raw language was an obvious* menace to the reputation of the entire police department .

بددهنی گروهبان «فوی» بی‌شک آبروی کل ادارۀ پلیس را در معرض خطر قرار داد.


لغت هشتم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Tendency

Tendency (n.) /’tendensi/ leaning; movement in a certain direction

گرایش، تمایل؛ استعداد، زمینه

My algebra teacher has a tendency to forget the students’ names.

معلم جبر من زمینۀ فراموش کردن اسم دانش‌آموزان را دارد.

آموزش لغات کتاب 504 با تصویر - درس ۲۷
حتما بخوانید

 


لغت نهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Underestimate

Underestimate (v.) /ʌndərˈestɪmeɪt/ set too low a value, amount, or rate

دست‌کم گرفتن، کم‌اهمیت پنداشتن

The value of our house was underestimated by at least two thousand dollars.

ارزش خانۀ ما حداقل دو هزار دلار کمتر برآورد شد.


لغت دهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Victorious

Victorious (adj.) /vɪkˈtɔːriəs/ having won a victory; conquering

پیروز، برنده، فاتح

Terry faced the challenge* with the bad attitude that he could not be victorious.

«تری» با این نگرش منفی که نمی‌تواند پیروز شود در مسابقه شرکت کرد.


لغت یازدهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Numerous

Numerous (adj.) /ˈnuːmərəs/ very many; several

متعدد، زیاد، فراوان

Dr. Fischer had resisted* accepting money from the poor woman on numerous house calls.

دکتر «فیشر» دفعات زیادی برای ویزیت به منزل آن زن فقیر رفته و از گرفتن پول خودداری کرده بود.


لغت دوازدهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Flexible

Flexible (adj.) /ˈfleksəbəl/ easily bent; willing to yield

قابل‌انعطاف؛ سازش‌پذیر؛ نرم

A mouse’s flexible body allows it to squeeze through narrow openings.

بدن انعطاف‌پذیر موش به آن این امکان را می‌دهد که با فشار از سوراخ‌های باریک رد شود.

 

منبع: کتاب Fast 504 استاد مهرداد زنگیه‌وندی – استاد محمدرضا ربیعی

 

مطالعه درس‌های دیگر آموزش کتاب 504 واژه با روش یادگیری تصویری

 

لطفا به این مطلب رای دهید.

 

دیدگاه ها 0

Leave a Reply

  مشترک شدن  
اعلام کردن به
آموزش ویدیویی 504 واژه - اختصاصی فست زبانمشاهده