آموزش لغات ۵۰۴ واژه – درس اول + ویدیو فست زبان: در مطلب آموزشی درس اول از مجموعه آموزش تصویری کتاب 504 واژه، را برای شما آماده کردیم. این درس شامل ۱۲ واژه می باشد که به همراه تصویر، تلفظ، مترادف، مثال و ترجمه فارسی آورده شده است. حتما در ادامه با ما همراه باشید. توجه مهم: این آموزش بخشی از کتاب Fast 504 استاد زنگیهوندی و استاد ربیعی است. برای مطالعه کامل این آموزشها و سفارش این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید. کتاب Fast 504 ویدیوی آموزش لغات 504 درس اول – اختصاصی فست زبان لغت اول Abandon (v.) /əˈbæn.dən/ desert; leave without planning to come back; quit تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/1/uk-abandon.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/1/abandon.mp3 رها کردن، دست کشیدن از؛ صرف نظر کردن (از) The soldier could not abandon his friends who were hurt in battle. سرباز نتوانست دوستان مجروحش را در جنگ به حال خود رها کند. لغت دوم Keen (adj.) /ki:n/ sharp; eager; intense; sensitive تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/1/uk-keen.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/1/keen.mp3 تیز، بُرنده؛ مشتاق؛ شدید؛ حساس؛ تیزهوش My dog has a keen sense of smell. سگ من حس بویایی قوی دارد. لغت سوم Jealous (adj.) /ˈdʒel.əs/ afraid that the one you love might prefer someone else; unhappy تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/1/uk-jealous.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/1/jealous.mp3 حسود؛ غیرتمند، باغیرت Although my neighbor just bought a new car, I am not jealous of him. با وجود اینکه همسایهام اخیرا یک ماشین جدید خریده، به او حسادت نمیکنم. لغت چهارم Tact (n.) /tækt/ ability to say the right thing تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/1/uk-tact.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/1/tact.mp3 درایت، تدبیر، ملاحظه My aunt never hurts anyone’s feelings because she always uses tact. عمۀ من هرگز کسی را نمیرنجاند، چون همیشه با درایت عمل میکند. لغت پنجم Oath (n.) /əʊθ/ a promise that something is true; a curse تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/1/uk-oath.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/1/oath.mp3 سوگند، قسم؛ ناسزا، فحش The president will take the oath of office tomorrow. رئیس جمهور فردا سوگند یاد خواهد کرد. لغت ششم Vacant (adj.) /ˈveɪ.kənt/ empty; not filled تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/1/uk-vacant.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/1/vacant.mp3 خالی؛ اشغال نشده؛ بیمتصدی؛ متروکه I put my coat on that vacant seat. ترجمه: کتم را روی آن صندلی خالی گذاشتم. آموزش تصویری لغات کتاب 504 واژه - درس بیست و پنجمحتما بخوانید لغت هفتم Hardship (n.) /ˈhɑːd.ʃɪp/ something that is hard to bear; difficulty تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/1/uk-hardship.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/1/hardship.mp3 سختی، گرفتاری، مضیقه The fighter had to face many hardships before he became champion. مبارز قبل از اینکه قهرمان شود مجبور بود با سختیهای زیادی روبرو شود. لغت هشتم Gallant (adj.) /ˈɡæl.ənt/ brave; showing respect for woman تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/1/uk-gallant.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/1/gallant.mp3 دلاور، شجاع؛ نجیبزاده؛ مؤدب The pilot swore a gallant oath to save his buddy. خلبان شجاعانه قسم خورد که دوست صمیمی خود را نجات دهد. لغت نهم Data (n.) /ˈdeɪ.tə/ facts; information تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/1/uk-data.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/1/data.mp3 دادهها، اطلاعات، معلومات، حقایق After studying the data, we were able to finish our report. پس از بررسی جزئیات ما توانستیم گزارش را تکمیل کنیم. آموزش واژگان 504 بصورت تصویری - درس ۳۵حتما بخوانید لغت دهم Unaccustomed (adj.) /ˌʌn.əˈkʌs.təmd/ not used to something; not usual تلفظ بریتانیایی / UK https://dictionary.cambridge.org/media/english/uk_pron/u/uku/ukump/ukumpir015.mp3 آمریکایی / US https://dictionary.cambridge.org/media/english/us_pron/u/una/unacc/unaccustomed.mp3 ناآشنا (به)؛ عجیب، غیرعادی The king was unaccustomed to having people disobey him. برای پادشاه غیرعادی بود که کسی از او نافرمانی کند. لغت یازدهم Bachelor (n.) /ˈbætʃ.əl.ər/ a man who has not married تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/1/uk-bachelor.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/1/bachelor.mp3 مرد مجرد My brother took an oath to remain a bachelor. برادرم قسم خورد که مجرد بماند. لغت دوازدهم Qualify (v.) /ˈkwɒl.ɪ.faɪ/ become fit; show that you are able تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/1/uk-qualify.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/1/qualify.mp3 صلاحیت داشتن، واجد شرایط بودن؛ (در مسابقات) به دور بعد راه یافتن I am trying to qualify for the job that is now vacant. سعی دارم که شایستگی خود را برای شغلی که هنوز بلاتصدی است نشان دهم. منبع: کتاب Fast 504 استاد مهرداد زنگیهوندی – استاد محمدرضا ربیعی مطالعه درسهای دیگر آموزش کتاب 504 واژه درس 2 درس 3 درس 4 درس 5 درس 6 سایر دروس معرفی کتاب Fast 504 لطفا به این مطلب رای دهید. 4.3/5 - (55 امتیاز) کپی شد برچسب ها: استاد مهرداد زنگیه وندی
سلام، این ایده بسیار عالیست ممنونم از سایت خوبتان. فقط در درس اول مثال کلمه ی hardship، فکر می کنم موقع تایپ s جمع این کلمه تایپ نشده است. Reply