فست زبان: در این بخش از آموزش لغات زبان انگلیسی، واژگان کتاب ۵۰۴ واژه را که برای آمادگی آزمون‌های زبان اهمیت دارند با هم می‌آموزیم.

آموزش لغات زبان انگلیسی ویژه آزمون‌های زبان

آموزش لغات ۵۰۴ واژه

درس هشتم

لغت اول

Exaggerate (v.) /ɪɡˈzædʒəreɪt/ make something greater than it is; overstate

US

UK

بزرگنمایی کردن، مبالغه کردن

The bookkeeper exaggerated her importance to the company.

ترجمه: دفتردار در مورد اهمیت حضورش در شرکت اغراق می‌کرد.
واژه Exaggerate
واژه Amateur

لغت دوم

Amateur (n.) /ˈæmətər, ˈæmətʃər/ person who does something for pleasure, not for money or as a profession

US

UK

غیرحرفه‌ای، آماتور

The amateur cross-country runner wanted to be in the Olympics.

ترجمه: دوندۀ صحرایی آماتور دلش می‌خواست در المپیک حضور داشته باشد.

لغت سوم

Mediocre (adj.) /miːdiˈoʊkər/ neither good nor bad; average; ordinary

US

UK

نه خوب نه بد، معمولی

The movie wasn’t a great one; it was only mediocre.

ترجمه: آن فیلم فوق‌العاده نبود؛ فقط یک فیلم معمولی بود.
واژه Mediocre
واژه Variety

لغت چهارم

Variety (n.) /vəˈraɪəti/ lack of sameness; a number of different things

US

UK

تنوع؛ نوع، جور

Eldorado Restaurant serves a wide variety of foods.

ترجمه: رستوران «اِلدورادو» غذاهای بسیار متنوعی سرو می‌کند.

لغت پنجم

Valid (adj.) /ˈvælɪd/ supported by facts or authority; sound; true

US

UK

معتبر، موثق؛ درست

Rita had valid reasons for denouncing* her father’s way of life.

ترجمه: «ریتا» برای انتقاد از سبک زندگی پدرش دلایل موجهی داشت.
واژه valid
معرفی ۷ کتاب فوق‌العاده برای یادگیری واژگان زبان انگلیسی
حتما بخوانید
واژه Survive

لغت ششم

Survive (v.) /sərˈvaɪv/ live longer than; remain alive after

US

UK

(بعد از حادثه) زنده ماندن، باز ماندن، جان سالم به در بردن

It was uncertain whether we would survive the torrent* of rain.

ترجمه: ما مطمئن نبودیم که از باران سیل‌آسا جان سالم به در می‌بریم.

لغت هفتم

Weird (adj.) /wɪərd/ mysterious; unearthly

US

UK

اسرارآمیز، غیرطبیعی؛ عجیب‌ و غریب

She looked weird with that horrible makeup on her face.

ترجمه: با آن آرایش وحشتناک روی صورتش، قیافۀ او عجیب شده بود.
واژه Weird
واژه prominent

لغت هشتم

Prominent (adj.) /ˈprɑːmɪnənt/ well-known; important

US

UK

مشهور، مهم، سرشناس؛ برجسته

My client* is a prominent businessperson.

ترجمه: موکل من یک تاجر سرشناس است.
ویدیوی کلاس آنلاین استاد مهرداد زنگیه‌وندی: جلسه سوم
حتما بخوانید

لغت نهم

Security (n.) /səˈkjʊrəti/ freedom from danger, care, or fear; feeling or condition of being safe

US

UK

امنیت، اطمینان خاطر

Our janitor likes the security of having all doors locked at night.

ترجمه: سرایدار ما امنیت [حاصل از] قفل بودن درب‌ها به هنگام شب را دوست دارد.
واژه Security
واژه bulky

لغت دهم

Bulky (adj.) /ˈbʌlki/ taking up much space; large

US

UK

تنومند، حجیم، بزرگ

Charley and Morty removed the bulky package from the car.

ترجمه: «چارلی» و «مورتی» بستۀ بزرگ را از داخل ماشین برداشتند.

لغت یازدهم

Reluctant (adj.) /rɪˈlʌktənt/ unwilling

US

UK

بی‌میل، ناخواستار

The patient was reluctant to tell the nurse the whole gloomy* truth .

ترجمه: بیمار راضی نبود که کل حقیقت تلخ را به پرستار بگوید.
واژه Reluctant
واژه Obvious

لغت دوازدهم

Obvious (adj.) /ˈɑːbviəs/ easily seen or understood; clear to the eye or mind; not to be doubted; plain

US

UK

واضح، آشکار، روشن، بدیهی

It was obvious that the lumberjack was tired after his day’s work.

ترجمه: بدیهی بود که شخص چوب‌بُر پس از کار روزانه‌اش خسته بود .
Fast 504 نگاهی نو به کتاب ۵۰۴ واژه
حتما بخوانید
 
 
این مطلب را پسندید؟
 [kkstarratings]

لطفا اگر این مطلب را پسندید آن را با دوستان خود به اشتراک گذارید

Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on whatsapp
WhatsApp
Share on email
Email

یادگیری سریع لغات

لغات را یکبار بیاموزید و تا همیشه در ذهن داشته باشید

معانی کاربردی و بروز

معانی کاربردی و کامل لغات را فقط در اینجا می‌توانید بیاموزید

شیوه‌های نوین آموزش

لغات را با شیوه‌های علمی و نوین یاد بگیرید

در خبرنامه فست زبان عضو شوید

مطالب جدید برای شما ارسال خواهد شد
۰/۵ (۰ Reviews)
ثبت نام کلاس فشرده حضوری استاد مهرداد زنگیه وندی - خرداد ۹۸ (فقط ۲ نفر تا تکمیل ظرفیت)اطلاعات بیشتر