فست زبان: در این بخش از آموزش لغات زبان انگلیسی، واژگان کتاب ۵۰۴ واژه را که برای آمادگی آزمون‌های زبان اهمیت دارند با هم می‌آموزیم.

آموزش لغات زبان انگلیسی ویژه آزمون‌های زبان

آموزش لغات ۵۰۴ واژه

درس هفتم

لغت اول

Postpone (v.) /poʊs(t)ˈpoʊn/ put off to a later time; delay

US

UK

به تعویق انداختن، به بعد موکول کردن

The supermarket’s owner planned to postpone the grand opening until Saturday.

ترجمه: صاحب سوپرمارکت در نظر داشت که افتتاحیۀ بزرگ را به روز شنبه موکول کند.
واژه postpone
واژه consent

لغت دوم

Consent (v.) /kənˈsent/ agree; give permission or approval

US

UK

موافقت کردن؛ اجازه دادن

My teacher consented to let our class leave early.

ترجمه: معلم من پذیرفت که کلاس ما زودتر بروند.

لغت سوم

Massive (adj.) /ˈmæsɪv/ big and heavy; large and solid; bulky

US

UK

عظیم؛ سنگین

The boss asked some employees* to lift the massive box.

ترجمه: رئیس از چند نفر از کارکنان خواست که جعبۀ بزرگ را بلند کنند.
واژه massive
واژه capsule

لغت چهارم

Capsule (n.) /ˈkæpsəl, -suːl/ a small case or covering

US

UK

جلد یا روکش کوچک، [داروسازی] کپسول

The small capsule contained notes the spy had written after the meeting.

ترجمه: در جعبۀ کوچک یادداشت‌هایی وجود داشت که جاسوس بعد از جلسه نوشته بود.

لغت پنجم

Preserve (v.) /prɪˈzɜːrv/ keep from harm or change; keep safe; protect

US

UK

(از خطر یا تغییر) حفظ کردن، محافظت کردن

Farmers feel that their rural* homes should be preserved.

ترجمه: کشاورزان احساس می‌کنند که از خانه‌های روستایی آنها بایستی محافظت شود.
واژه Preserve
آموزش لغات ۵۰۴ با تصویر - درس دهم
حتما بخوانید
واژه Denounce

لغت ششم

Denounce (v.) /dɪˈnaʊns/ condemn in public; express strong disapproval of

US

UK

سرزنش کردن؛ (علناً) متهم کردن

The father denounced his son for lying to the district attorney.

ترجمه: پدر پسرش را بخاطر دروغ گفتن به بازپرس بخش سرزنش کرد.

لغت هفتم

Unique (adj.) /juːˈniːk/ having no like or equal; being the only one of its kind

US

UK

منحصربه‌فرد، بی‌نظیر

Going to Africa was a unique experience for us.

ترجمه: رفتن به آفریقا تجربه‌ای منحصربه‌فرد برای ما بود.
واژه unique
واژه torrent

لغت هشتم

Torrent (n.) /ˈtɑːrənt/ any violent, rushing stream; flood

US

UK

جریان شدید، سیل؛ [مجازی] (تعداد) انبوه

A massive* rain was coming down in torrents.

ترجمه: باران شدیدی به شکل سیل‌آسا می‌بارید.
ویدیوی کلاس آنلاین استاد مهرداد زنگیه‌وندی: جلسه چهارم
حتما بخوانید

لغت نهم

Resent (v.) /rɪˈzent/ feel injured and angered at (something)

US

UK

رنجیدن، دلخور شدن

The earthquake victim resented the poor emergency care.

ترجمه: فرد زلزله‌زده از مراقبت‌های اورژانسی ضعیف آزرده‌خاطر بود.
واژه resent
واژه molest

لغت دهم

Molest (v.) /məˈlest/ interfere with and trouble; disturb

US

UK

مزاحم شدن، آزار دادن

My neighbor was molested when walking home from the subway.

ترجمه: همسایه‌ام به هنگام برگشتن از مترو به سمت خانه مورد آزار قرار گرفت.

لغت یازدهم

Gloomy (adj.) /ˈgluːmi/ dark; dim; in low spirits

US

UK

تاریک، کم‌نور؛ افسرده؛ ابری

Jones Beach is not so beautiful on a gloomy day.

ترجمه: ساحل «جونز» در یک روز ابری آنچنان زیبا نیست.
واژه Gloomy
واژه Unforeseen

لغت دوازدهم

Unforeseen (adj.) /ˌʌnfərˈsiːn/ not known beforehand; unexpected

US

UK

پیش‌بینی‌نشده، غیرمنتظره

We had some unforeseen problems with the new engine.

ترجمه: با موتور جدید به مشکلات غیرمنتظره‌ای برخوردیم.
Fast 504 نگاهی نو به کتاب ۵۰۴ واژه
حتما بخوانید
 
 
این مطلب را پسندید؟
 [kkstarratings]

لطفا اگر این مطلب را پسندید آن را با دوستان خود به اشتراک گذارید

Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on whatsapp
WhatsApp
Share on email
Email

یادگیری سریع لغات

لغات را یکبار بیاموزید و تا همیشه در ذهن داشته باشید

معانی کاربردی و بروز

معانی کاربردی و کامل لغات را فقط در اینجا می‌توانید بیاموزید

شیوه‌های نوین آموزش

لغات را با شیوه‌های علمی و نوین یاد بگیرید

در خبرنامه فست زبان عضو شوید

مطالب جدید برای شما ارسال خواهد شد
۰/۵ (۰ Reviews)
ثبت نام کلاس فشرده حضوری استاد مهرداد زنگیه وندی - خرداد ۹۸ (فقط ۲ نفر تا تکمیل ظرفیت)اطلاعات بیشتر