جدید ترین عناوین خبری امروز
[custom-login-form btn_close="true" logo_src="https://fastzaban.com/wp-content/uploads/2019/12/fastzaban-logo-98.jpg" btn_register_class="btn_show_registerForm"] کاربر جدید هستم! [/custom-login-form][custom-register-form btn_close='true' logo_src='https://fastzaban.com/wp-content/uploads/2019/12/fastzaban-logo-98.jpg' ]
خانه » آموزش لغات ۵۰۴ واژه » آموزش کامل لغات کتاب ۵۰۴ واژه – درس هفتم
  • fastzaban
  • 31 اردیبهشت, 1398
  • 10:10
  • 474
آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Gloomy

آموزش کامل لغات کتاب ۵۰۴ واژه – درس هفتم

فست زبان: در یکی دیگر از سری آموزش‌های کتاب ۵۰۴ واژه، آموزش کامل تصویری درس ۷ این کتاب را برای شما آماده کردیم. این درس نیز شامل ۱۲ واژه می باشد که به همراه تصویر، تلفظ، مترادف، مثال و ترجمه فارسی آورده شده است. حتما در ادامه با ما همراه باشید.

 

توجه مهم: این آموزش بخشی از کتاب Fast 504 استاد زنگیه‌وندی و استاد ربیعی است. برای مطالعه کامل این آموزش‌ها و سفارش این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید.
کتاب Fast 504

لغت اول

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه postpone

 

Postpone (v.) /poʊs(t)ˈpoʊn/ put off to a later time; delay

به تعویق انداختن، به بعد موکول کردن

The supermarket’s owner planned to postpone the grand opening until Saturday.

صاحب سوپرمارکت در نظر داشت که افتتاحیۀ بزرگ را به روز شنبه موکول کند.


لغت دوم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه consent

Consent (v.) /kənˈsent/ agree; give permission or approval

موافقت کردن؛ اجازه دادن

My teacher consented to let our class leave early.

معلم من پذیرفت که کلاس ما زودتر بروند.


لغت سوم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه massive

Massive (adj.) /ˈmæsɪv/ big and heavy; large and solid; bulky

عظیم؛ سنگین

The boss asked some employees* to lift the massive box.

رئیس از چند نفر از کارکنان خواست که جعبۀ بزرگ را بلند کنند.


لغت چهارم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه capsule

Capsule (n.) /ˈkæpsəl, -suːl/ a small case or covering

جلد یا روکش کوچک، [داروسازی] کپسول

The small capsule contained notes the spy had written after the meeting.

در جعبۀ کوچک یادداشت‌هایی وجود داشت که جاسوس بعد از جلسه نوشته بود.


لغت پنجم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Preserve

Preserve (v.) /prɪˈzɜːrv/ keep from harm or change; keep safe; protect

(از خطر یا تغییر) حفظ کردن، محافظت کردن

Farmers feel that their rural* homes should be preserved.

کشاورزان احساس می‌کنند که از خانه‌های روستایی آنها بایستی محافظت شود.

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه - درس هفدهم
حتما بخوانید

 


لغت ششم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Denounce

Denounce (v.) /dɪˈnaʊns/ condemn in public; express strong disapproval of

سرزنش کردن؛ (علناً) متهم کردن

The father denounced his son for lying to the district attorney.

پدر پسرش را بخاطر دروغ گفتن به بازپرس بخش سرزنش کرد.


لغت هفتم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه unique

Unique (adj.) /juːˈniːk/ having no like or equal; being the only one of its kind

منحصربه‌فرد، بی‌نظیر

Going to Africa was a unique experience for us.

رفتن به آفریقا تجربه‌ای منحصربه‌فرد برای ما بود.


لغت هشتم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه torrent

Torrent (n.) /ˈtɑːrənt/ any violent, rushing stream; flood

جریان شدید، سیل؛ [مجازی] (تعداد) انبوه

A massive* rain was coming down in torrents.

باران شدیدی به شکل سیل‌آسا می‌بارید.

آموزش لغات ۵۰۴ با تصویر - درس ۲۸
حتما بخوانید

 


لغت نهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه resent

Resent (v.) /rɪˈzent/ feel injured and angered at (something)

رنجیدن، دلخور شدن

The earthquake victim resented the poor emergency care.

فرد زلزله‌زده از مراقبت‌های اورژانسی ضعیف آزرده‌خاطر بود.

 


لغت دهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه molest

Molest (v.) /məˈlest/ interfere with and trouble; disturb

مزاحم شدن، آزار دادن

My neighbor was molested when walking home from the subway.

همسایه‌ام به هنگام برگشتن از مترو به سمت خانه مورد آزار قرار گرفت.


لغت یازدهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Gloomy

Gloomy (adj.) /ˈgluːmi/ dark; dim; in low spirits

تاریک، کم‌نور؛ افسرده؛ ابری

Jones Beach is not so beautiful on a gloomy day.

ساحل «جونز» در یک روز ابری آنچنان زیبا نیست.


لغت دوازدهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Unforeseen

Unforeseen (adj.) /ˌʌnfərˈsiːn/ not known beforehand; unexpected

پیش‌بینی‌نشده، غیرمنتظره

We had some unforeseen problems with the new engine.

با موتور جدید به مشکلات غیرمنتظره‌ای برخوردیم.

 

منبع: کتاب Fast 504 استاد مهرداد زنگیه‌وندی – استاد محمدرضا ربیعی

 

مطالعه درس‌های دیگر کتاب ۵۰۴ واژه

لطفا به این مطلب رای دهید.

منبع: آموزش 504 تصویری

دیدگاه ها 0

Leave a Reply

avatar
  مشترک شدن  
اعلام کردن به
آموزش ویدیویی 504 واژه - اختصاصی فست زبانمشاهده

استفاده ساده و سریع از مطالب سایت در اپلیکیشن فست زبان