جدید ترین عناوین خبری امروز
[custom-login-form btn_close="true" logo_src="https://fastzaban.com/wp-content/uploads/2019/01/fastzaban-logo.png" btn_register_class="btn_show_registerForm"] کاربر جدید هستم! [/custom-login-form][custom-register-form btn_close='true' logo_src='https://fastzaban.com/wp-content/uploads/2019/01/fastzaban-logo.png' ]
خانه » آموزش لغات ۵۰۴ واژه » آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه – درس بیستم
آموزش لغات کتاب 504 واژه - درس بیستم
آموزش تصویری درس بیستم کتاب 504 واژه

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه – درس بیستم

فست زبان: در یکی دیگر از سری آموزش‌های کتاب ۵۰۴ واژه، اینبار آموزش تصویری درس بیستم این کتاب را برای شما آماده کردیم. این درس نیز شامل ۱۲ واژه می باشد که به همراه تصویر، تلفظ، مترادف، مثال و ترجمه فارسی آورده شده است. حتما در ادامه با ما همراه باشید.

 

توجه مهم: این آموزش بخشی از کتاب Fast 504 استاد زنگیه‌وندی و استاد ربیعی است. برای مطالعه کامل این آموزش‌ها و سفارش این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید.
کتاب Fast 504

لغت اول

Emerge (v.) /ɪˈmɜːrdʒ/ come out; come up; come into view

بیرون آمدن؛ پدیدار شدن، ظاهر شدن

When the fight was over, the underdog* emerged the winner.

وقتی مبارزه تمام شد، شخص ضعیف برنده بیرون آمد.


لغت دوم

Jagged (adj.) /ˈdʒæɡəd/ with sharp points sticking out; unevenly cut or torn

دارای بریدگی‌های تیز مانند شیشۀ شکسته، دندانه‌دار، ناصاف، ناهموار

Being reckless,* Rudy didn’t watch out for the jagged steel.

چون «رودی» بی‌ملاحظه بود، مراقب فولاد دندانه‌دار نبود.


لغت سوم

Linger (v.) /ˈlɪŋɡə(r)/ stay on; go slowly as if unwilling to leave

ماندن، باقی ماندن؛ (در رفتن) تعلل کردن

After the campus* closed for the summer, some students lingered on, reluctant* to go home.

بعد از آنکه دانشگاه برای تابستان تعطیل شد، برخی از دانشجویان در آنجا ماندند و مایل نبودند به خانه بروند.


آموزش لغات ۵۰۴ واژه - درس دوم
حتما بخوانید

لغت چهارم

Ambush (n.) /ˈæmbʊʃ/ a trap in which soldiers or other enemies hide to make a surprise attack

کمینگاه، مخفیگاه؛ حملۀ غافلگیرانه

The ambush became a tragedy* for those who attempted it because they were all killed.

کمینگاه برای سربازانی که در آن بودند تبدیل به یک فاجعه شد، زیرا همۀ آنها کشته شدند.


لغت پنجم

Crafty (adj.) /ˈkræfti/ skillful in deceiving others; sly; tricky

حیله‌گر، مکار، حقه‌باز

Leo didn’t use brutal* strength against his opponents,* but he used his crafty bag of tricks to beat them.

«لِئو» قدرت بی‌رحمانه‌‌‌‌اش را علیه رقبایش به کار نگرفت، بلکه از مهارت‌های فریبکارانه‌‌‌‌اش استفاده کرد تا آنها را شکست دهد.


لغت ششم

Defiant (adj.) /dɪˈfaɪənt/ openly resisting; challenging*

مخالف سرسخت؛ نافرمان

Professor Carlyle was defiant of any attempt to disprove his theory.*

پروفسور «کارلیل» با هر اقدامی جهت رد فرضیه‌‌‌‌اش مخالفت می‌کرد.


آموزش کامل لغات کتاب ۵۰۴ واژه - درس هفتم
حتما بخوانید

لغت هفتم

Vigor (n.) /’vɪɡə(r)/ active strength or force

توان، قدرت، نیرو

Tom Thumb made up for size by having more vigor than most people.

«تام ثام» با قدرت بیشتری که نسبت به اکثر مردم داشت کوچکی جثه‌اش را جبران کرده بود.


لغت هشتم

Perish (v.) /’periʃ/ be destroyed; die

از بین رفتن؛ مُردن؛ [گیاه] پوسیدن، پژمردن

Unless the plant gets water for its roots to absorb,* it will perish.

اگر ریشه‌های گیاه آب جذب نکنند، پژمرده می‌شود.


لغت نهم

Fragile (adj.) /ˈfrædʒəl/ easily broken, damaged, or destroyed; delicate

آسیب‌پذیر؛ شکستنی؛ ظریف

The expensive* glassware is very fragile.

شیشه‌آلات گران‌قیمت، بسیار ظریف هستند.


آموزش تصویری کتاب ۵۰۴ واژه - درس سیزدهم
حتما بخوانید

لغت دهم

Captive (n.) /ˈkæptɪv/ prisoner

زندانی، اسیر

Until the sheriff got them out, the two boys were held captive in the barn.

آن دو پسر در انبار کاه حبس شده بودند، تا اینکه کلانتر آنها را آزاد کرد.


لغت یازدهم

Prosper (v.) /ˈprɑːspər/ be successful; have good fortune

موفق شدن؛ شکوفا شدن، رونق داشتن

Howard Hughes owned numerous* businesses and most of them prospered.

«هوارد هیوز[۱]» کسب‌وکارهای بسیاری داشت و اکثر آنها پررونق بودند.

[۱] هوارد هیوز: فیلم‌ساز، هوانورد و مهندس مشهور و ثروتمند آمریکایی (۱۹۷۶-۱۹۰۵). از وی در عصر خودش به‌عنوان ثروتمندترین فرد جهان یاد می‌شد. «هیوز» از پیشگامان صنعت سینما در آمریکا بود و با ساخت هواپیمای مشهور «هرکولس» نام خود را در این صنعت نیز جاودانه کرد.


لغت دوازدهم

Devour (v.) /dɪˈvaʊə(r)/ eat hungrily; absorb* completely; take in greedily*

با ولع خوردن، بلعیدن؛ با اشتیاق خواندن

It was a horrid* sight to see the lion devour the lamb.

منظرۀ شیری که داشت بره را می‌بلعید، وحشتناک بود.

منبع: کتاب Fast 504 استاد مهرداد زنگیه‌وندی – استاد محمدرضا ربیعی

 

مطالعه درس‌های دیگر کتاب ۵۰۴ واژه

لطفا به این مطلب رای دهید.

۵/۵ (۱ Review)

منبع: فست زبان

دیدگاه ها 0

Leave a Reply

avatar
  مشترک شدن  
اعلام کردن به
محل قرار گیری تبلیغات
محل قرار گیری تبلیغات
پکیج فیلم و کتاب آموزش گرامر و درک مطلب استاد زنگیه‌وندیمشاهده یک ساعت از دوره