جدید ترین عناوین خبری امروز
[custom-login-form btn_close="true" logo_src="https://fastzaban.com/wp-content/uploads/2019/01/fastzaban-logo.png" btn_register_class="btn_show_registerForm"] کاربر جدید هستم! [/custom-login-form][custom-register-form btn_close='true' logo_src='https://fastzaban.com/wp-content/uploads/2019/01/fastzaban-logo.png' ]
خانه » آموزش لغات ۵۰۴ واژه » آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه – درس هجدهم
آموزش تصویری کتاب 504 واژه - درس هجدهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه – درس هجدهم

فست زبان: در یکی دیگر از سری آموزش‌های کتاب ۵۰۴ واژه، اینبار آموزش تصویری درس ۱۸م این کتاب را برای شما آماده کردیم. این درس نیز شامل ۱۲ واژه می باشد که به همراه تصویر، تلفظ، مترادف، مثال و ترجمه فارسی آورده شده است. حتما در ادامه با ما همراه باشید.

توجه مهم: این آموزش بخشی از کتاب Fast 504 استاد زنگیه‌وندی و استاد ربیعی است. برای مطالعه کامل این آموزش‌ها و سفارش این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید.
کتاب Fast 504

لغت اول

لغت Tragedy

 Tragedy (n.) /ˈtrædʒədi/ a very sad or terrible happening; a sad play

مصیبت، فاجعه؛ نمایش غم‌انگیز

It was a tragedy that some pioneers* were killed on their way west.

بسیار دردناک است که برخی از پیشگامان در مسیر حرکتشان به سمت غرب کشته شدند.


لغت دوم

لغت pedestrain

Pedestrian (n.) /pəˈdestriən/ person who goes on foot; walker

عابر پیاده

I don’t doubt* that a pedestrian can get places faster than a car in downtown traffic.

شک ندارم که در ترافیک مرکز شهر یک عابر پیاده سریع‌تر از خودرو می‌تواند به مقصدش برسد.


لغت سوم

لغت Glance

Glance (v., n.) /ɡlæns/ to look at quickly; a quick look

نگاه اجمالی کردن

I took one glance at the wretched* animal and turned away.

یک لحظه به آن حیوان بیچاره نگاه کردم و رویم را برگرداندم (دور شدم).


آموزش لغات ۵۰۴ واژه - درس سوم
حتما بخوانید

لغت چهارم

لغت Budget

Budget (n.) /ˈbʌdʒɪt/ estimate of the amount of money that can be spent for different purposes in a given time

بودجه، حساب هزینه و درآمد

The prominent* executive presented her budget to the Board of Directors.

مدیرعامل سرشناس، بودجه‌‌‌‌اش را به هیئت‌مدیره تقدیم کرد.


لغت پنجم

لغت Nimble

Nimble (adj.) /’nɪmbəl/ active and sure-footed; quick moving; light and quick

چالاک، چابک

With my nimble fingers, I’m good at text messaging.

من با انگشتان سریعم در نوشتن پیام تبحر دارم.


لغت ششم

لغت manipulate

Manipulate (v.) /məˈnɪpjuleɪt/ handle or treat skillfully

با دست (و مهارت) انجام دادن، به کار بردن؛ مدیریت کردن

Scientists must know how to manipulate their microscopes.*

دانشمندان بایستی نحوۀ استفاده از میکروسکوپ را بلد باشند.


آموزش پاسخگویی به سوالات شنیداری آزمون‌های زبان - بخش دوم
حتما بخوانید

لغت هفتم

لغت Reckless

Reckless (adj.) /’rekləs/ careless; heedless; wild

بی‌دقت، بی‌ملاحظه

We must not ignore* reckless drivers; we must take them off the road.

نباید نسبت به راننده‌های بی‌احتیاط چشم‌پوشی کنیم، بایستی آنها را از جاده‌ها خارج کنیم.


لغت هشتم

لغت Horrid

Horrid (adj.) /’hɑːrəd/ terrible; frightful

افتضاح؛ ترسناک

Janey avoided* staring at the horrid man’s face.

«جَنِی» از زل زدن به صورت آن مرد ترسناک خودداری کرد.


لغت نهم

لغت Rave

Rave (v.) /reɪv/ talk wildly

هذیان گفتن؛ با اشتیاق تعریف کردن

Speedy raved that his car had the capacity* to reach 120 miles per hour.

«اسپیدی» مشتاقانه از ماشینش تعریف می‌کرد که این قابلیت را دارد که به سرعت ۱۲۰ مایل[۱] [۱۹۳ کیلومتر] در ساعت برسد.

[۱] مایل: واحد مسافت/ طول برابر با ۱۶۰۹ متر یا ۱.۶۰۹ کیلومتر.


آموزش کامل لغات کتاب ۵۰۴ واژه - درس هشتم
حتما بخوانید

لغت دهم

لغت Economical

Economical (adj.) /ˌekəˈnɑːmikəl/ not wasting money or time

مقرون‌به‌صرفه، اقتصادی

Marissa was praised for her economical management of the budget.*

«مارسیا» را بخاطر مدیریت اقتصادی بودجه تحسین کردند.


لغت یازدهم

لغت Lubricate

Lubricate (v.) /ˈluːbrɪkeɪt/ make (machinery) smooth and easy to work by putting on oil, grease, or a similar substance

روغن‌کاری کردن، گریس کاری کردن

The bulky* wheels of a railroad train must be lubricated each week.

چرخ‌های بزرگ یک قطار بایستی هر هفته روغن‌کاری شوند.


لغت دوازدهم

لغت Ingenious

Ingenious (adj.) /ɪnˈdʒiːniəs/ having great mental ability; clever

نابغه، زیرک

Bernie devised* an ingenious plan to cheat on his income tax.

«بِرنی» نقشۀ زیرکانه‌‌ای کشید تا مالیات بر درآمدش را دور بزند.

منبع: کتاب Fast 504 استاد مهرداد زنگیه‌وندی – استاد محمدرضا ربیعی

 

۵/۵ (۱ Review)

منبع: فست زبان

دیدگاه ها 0

Leave a Reply

avatar
  مشترک شدن  
اعلام کردن به
محل قرار گیری تبلیغات
محل قرار گیری تبلیغات
پکیج فیلم و کتاب آموزش گرامر و درک مطلب استاد زنگیه‌وندیمشاهده یک ساعت از دوره