جدید ترین عناوین خبری امروز
[custom-login-form btn_close="true" logo_src="https://fastzaban.com/wp-content/uploads/2019/01/fastzaban-logo.png" btn_register_class="btn_show_registerForm"] کاربر جدید هستم! [/custom-login-form][custom-register-form btn_close='true' logo_src='https://fastzaban.com/wp-content/uploads/2019/01/fastzaban-logo.png' ]
خانه » آموزش لغات ۵۰۴ واژه » آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه – درس هفدهم
آموزش تصویری کتاب 504 واژه - درس هفدهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه – درس هفدهم

فست زبان: در یکی دیگر از سری آموزش‌های کتاب ۵۰۴ واژه، اینبار آموزش تصویری درس ۱۷م این کتاب را برای شما آماده کردیم. این درس نیز شامل ۱۲ واژه می باشد که به همراه تصویر، تلفظ، مترادف، مثال و ترجمه فارسی آورده شده است. حتما در ادامه با ما همراه باشید.

توجه مهم: این آموزش بخشی از کتاب Fast 504 استاد زنگیه‌وندی و استاد ربیعی است. برای مطالعه کامل این آموزش‌ها و سفارش این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید.
کتاب Fast 504

لغت اول

لغت Appeal

Appeal (n., v.) /ə’pi:l/ attraction; interest; to urge

جذابیت، کشش؛ درخواست کردن

I found her clothing designs to be enormously* appealing.

به نظر من طراحی لباس او ‌‌‌فوق‌العاده جذاب بود.


لغت دوم

لغت Addict

Addict (n., v.) /ˈædɪkt/ one who cannot break away from a habit or practice

معتاد؛ عادت کردن به چیزی

Because he was a heroin addict, it was essential* for Carlos to get the drug each day.

چون «کارلوس» به هروئین اعتیاد داشت، لازم بود که هر روز مواد مصرف کند.


لغت سوم

لغت Wary

Wary (adj.) /’weri/ on one’s guard against danger or trickery; cautious*

محتاط، مواظب، مراقب

Marilyn’s mother told her to be wary of strangers.

مادر «ماریلین» به او گفت که مواظب غریبه‌ها باشد.


لغت چهارم

لغت Aware

Aware (adj.) /əˈwe(r)/ knowing; realizing

آگاه، باخبر، مطلع

Donna was aware of her tendency* to exaggerate.*

«دانا» از تمایلش به مبالغه آگاه بود.


نسخه قبولی در آزمون EPT دانشگاه آزاد
حتما بخوانید

لغت پنجم

لغت Misfortune

Misfortune (n.) /ˌmɪsˈfɔːrtʃuːn/ bad luck

بدشانسی، بدبختی، بدبیاری

It was my misfortune that our car wasn’t thoroughly* checked before the trip through the desert.

از بخت بد من قبل از سفر به بیابان ماشین ما بطور کامل بررسی نشده بود.


لغت ششم

لغت Avoid

Avoid (v.) /əˈvɔɪd/ keep away from; keep out of the way of

پرهیز کردن، اجتناب کردن

There was no way to avoid noticing her beautiful green eyes.

به‌هیچ‌وجه نمی‌شد از توجه به چشمان سبز زیبای او خودداری کرد.


لغت هفتم

لغت Wretched

Wretched (adj.) /ˈretʃɪd/ very unsatisfactory; miserable

فلاکت‌بار، افتضاح

I feel wretched after a night when I’ve scarcely* slept.

بعد از شبی که بسیار کم خوابیده باشم حالم خیلی بد می‌شود.


لغت هشتم

لغت Keg

Keg (n.) /keg/ small barrel, usually holding less than ten gallons

بشکه (کوچک (که حدود ۴۰ لیتر گنجایش دارد))

It is obvious* to me that the situation is filled with peril,* a real powder keg if I ever saw one.

برای من واضح است که این موقعیت پرخطر است؛ مانند یک بشکۀ باروت واقعی که شاید تاکنون ندیده‌ام.


آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه - درس هجدهم
حتما بخوانید

لغت نهم

لغت Nourish

Nourish (v.) /ˈnɜːrɪʃ/ make or keep alive and well, with food; feed; develop an attitude

تغذیه کردن، تقویت کردن

A diet of nourishing food is served to every hospital patient.

به همۀ بیماران بیمارستان رژیم غذایی مقوی داده می‌شود.


لغت دهم

لغت Harsh

Harsh (adj.) /hɑːrʃ/ rough to the touch, taste, eye, or ear; sharp

ناهنجار؛ [صدا] گوش‌خراش

Hazel altered* her tone of voice from a harsh one to a soft tone.

«هِیزِل» صدای زمختش را به یک لحن ملایم تغییر داد.


لغت یازدهم

لغت Quantity

Quantity (n.) /’kwɑːntəti/ amount

کمیت، مقدار، میزان

Who believes that quantity is better than quality?

چه کسی اعتقاد دارد کمیت از کیفیت بهتر است؟!


لغت دوازدهم

لغت opt

Opt (v.) /ɑːpt/ choose or favor; select

انتخاب کردن، ترجیح دادن

On Friday, three of my buddies will opt to go into the navy.

سه نفر از دوستانم تصمیم دارند روز جمعه به نیروی دریایی ملحق شوند.

منبع: کتاب Fast 504 استاد مهرداد زنگیه‌وندی – استاد محمدرضا ربیعی

 

۰/۵ (۰ Reviews)

منبع: فست زبان

دیدگاه ها 0

Leave a Reply

avatar
  مشترک شدن  
اعلام کردن به
محل قرار گیری تبلیغات
محل قرار گیری تبلیغات