آموزش لغات کتاب 504 واژه – درس هفدهم فست زبان: در یکی دیگر از سری آموزشهای کتاب 504 واژه، اینبار آموزش تصویری درس ۱۷م این کتاب را برای شما آماده کردیم. این درس نیز شامل ۱۲ واژه می باشد که به همراه تصویر، تلفظ، مترادف، مثال و ترجمه فارسی آورده شده است. حتما در ادامه با ما همراه باشید. توجه مهم: این آموزش بخشی از کتاب Fast 504 استاد زنگیهوندی و استاد ربیعی است. برای مطالعه کامل این آموزشها و سفارش این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید. کتاب Fast 504 لغت اول Appeal (n., v.) /ə’pi:l/ attraction; interest; to urge تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/17/uk-appeal.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/17/appeal.mp3 جذابیت، کشش؛ درخواست کردن I found her clothing designs to be enormously* appealing. به نظر من طراحی لباس او فوقالعاده جذاب بود. لغت دوم Addict (n., v.) /ˈædɪkt/ one who cannot break away from a habit or practice تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/17/uk-addict.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/17/addict.mp3 معتاد؛ عادت کردن به چیزی Because he was a heroin addict, it was essential* for Carlos to get the drug each day. چون «کارلوس» به هروئین اعتیاد داشت، لازم بود که هر روز مواد مصرف کند. لغت سوم Wary (adj.) /’weri/ on one’s guard against danger or trickery; cautious* تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/17/uk-wary.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/17/wary.mp3 محتاط، مواظب، مراقب Marilyn’s mother told her to be wary of strangers. مادر «ماریلین» به او گفت که مواظب غریبهها باشد. لغت چهارم Aware (adj.) /əˈwe(r)/ knowing; realizing تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/17/uk-aware.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/17/aware.mp3 آگاه، باخبر، مطلع Donna was aware of her tendency* to exaggerate.* «دانا» از تمایلش به مبالغه آگاه بود. بهترین کتاب تقویت ریدینگ ( سن، سطح، نوع آزمون)حتما بخوانید لغت پنجم Misfortune (n.) /ˌmɪsˈfɔːrtʃuːn/ bad luck تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/17/uk-Misfortune.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/17/Misfortune.mp3 بدشانسی، بدبختی، بدبیاری It was my misfortune that our car wasn’t thoroughly* checked before the trip through the desert. از بخت بد من قبل از سفر به بیابان ماشین ما بطور کامل بررسی نشده بود. لغت ششم Avoid (v.) /əˈvɔɪd/ keep away from; keep out of the way of تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/17/uk-avoid.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/17/avoid.mp3 پرهیز کردن، اجتناب کردن There was no way to avoid noticing her beautiful green eyes. بههیچوجه نمیشد از توجه به چشمان سبز زیبای او خودداری کرد. لغت هفتم Wretched (adj.) /ˈretʃɪd/ very unsatisfactory; miserable تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/17/uk-wretched.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/17/wretched.mp3 فلاکتبار، افتضاح I feel wretched after a night when I’ve scarcely* slept. بعد از شبی که بسیار کم خوابیده باشم حالم خیلی بد میشود. لغت هشتم Keg (n.) /keg/ small barrel, usually holding less than ten gallons تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/17/uk-keg.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/17/keg.mp3 بشکه (کوچک (که حدود ۴۰ لیتر گنجایش دارد)) It is obvious* to me that the situation is filled with peril,* a real powder keg if I ever saw one. برای من واضح است که این موقعیت پرخطر است؛ مانند یک بشکۀ باروت واقعی که شاید تاکنون ندیدهام. تقویت مهارت نوشتاری در زبان آلمانی با کمک انشا نویسیحتما بخوانید لغت نهم Nourish (v.) /ˈnɜːrɪʃ/ make or keep alive and well, with food; feed; develop an attitude تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/17/uk-nourish.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/17/nourish.mp3 تغذیه کردن، تقویت کردن A diet of nourishing food is served to every hospital patient. به همۀ بیماران بیمارستان رژیم غذایی مقوی داده میشود. لغت دهم Harsh (adj.) /hɑːrʃ/ rough to the touch, taste, eye, or ear; sharp تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/17/uk-harsh.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/17/harsh.mp3 ناهنجار؛ [صدا] گوشخراش Hazel altered* her tone of voice from a harsh one to a soft tone. «هِیزِل» صدای زمختش را به یک لحن ملایم تغییر داد. لغت یازدهم Quantity (n.) /’kwɑːntəti/ amount تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/17/uk-Quantity.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/17/Quantity.mp3 کمیت، مقدار، میزان Who believes that quantity is better than quality? چه کسی اعتقاد دارد کمیت از کیفیت بهتر است؟! لغت دوازدهم Opt (v.) /ɑːpt/ choose or favor; select تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/17/uk-Opt.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/17/Opt.mp3 انتخاب کردن، ترجیح دادن On Friday, three of my buddies will opt to go into the navy. سه نفر از دوستانم تصمیم دارند روز جمعه به نیروی دریایی ملحق شوند. منبع: کتاب Fast 504 استاد مهرداد زنگیهوندی – استاد محمدرضا ربیعی مطالعه درسهای دیگر کتاب 504 واژه درس ۱۶ درس ۱۵ درس ۱۴ درس ۱۳ سایر دروس معرفی کتاب Fast 504 4.7/5 - (3 امتیاز) کپی شد