جدید ترین عناوین خبری امروز
[custom-login-form btn_close="true" logo_src="https://fastzaban.com/wp-content/uploads/2019/12/fastzaban-logo-98.jpg" btn_register_class="btn_show_registerForm"] کاربر جدید هستم! [/custom-login-form][custom-register-form btn_close='true' logo_src='https://fastzaban.com/wp-content/uploads/2019/12/fastzaban-logo-98.jpg' ]
خانه » آموزش تصویری لغات ۵۰۴ واژه » آموزش تصویری ۵۰۴ – درس ۲۶
آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - لغت Compel

آموزش تصویری ۵۰۴ – درس ۲۶

فست زباندر یکی دیگر از سری آموزش‌های کتاب ۵۰۴ واژه، آموزش کامل تصویری درس ۲۶ این کتاب را برای شما آماده کردیم. این درس نیز شامل ۱۲ واژه می باشد که به همراه تصویر، تلفظ، مترادف، مثال و ترجمه فارسی آورده شده است. حتما در ادامه با ما همراه باشید.

توجه مهم: این آموزش بخشی از کتاب Fast 504 استاد زنگیه‌وندی و استاد ربیعی است. برای مطالعه کامل این آموزش‌ها و سفارش این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید.
کتاب Fast 504

لغت اول

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - لغت Possible

Possible (adj.) /ˈpɑːsɪbəl/ able to be, be done, or happen; able to be true; able to be done or chosen properly

ممکن، میسر، شدنی

Call me tomorrow evening if possible.

اگر امکان دارد، فردا شب به من زنگ بزن.


لغت دوم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - لغت Compel

Compel (v.) /kəmˈpel/ force; get by force

مجبور کردن، وادار کردن

It is not possible* to compel a person to love his fellow man.

نمی‌توان کسی را وادار کرد که همنوعش را دوست داشته باشد.


لغت سوم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - لغت Awkward

Awkward (adj.) /ˈɒːkwərd/ clumsy; not well-suited to use; not easily managed; embarrassing

دست و پا چلفتی؛ ناشی؛ بدقلق

Slow down because this is an awkward corner to turn.

سرعتت را کم کن چون دور زدن در این پیچ سخت است.

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه - درس هفدهم
حتما بخوانید


لغت چهارم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - لغت Venture

Venture (n., v.) /ˈventʃər/ a daring undertaking; an attempt to make money by taking business risks; to dare; to expose to risk

معاملۀ مخاطره‌آمیز؛ ریسک کردن

Ulysses was a man who would not reject* any venture, no matter how dangerous.

«یولِسیز» مردی بود که به هیچ ریسکی، هر چند خطرناک، نه نمی‌گفت.


لغت پنجم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - لغت Awesome

Awesome (adj.) /ˈɒːsəm/ causing or showing great fear, wonder, or respect

وحشتناک؛ شگفت‌انگیز

The towering mountains, covered with snow, are an awesome sight.

کوه‌های سر به فلک کشیدۀ پوشیده از برف، منظره‌‌ای شگفت‌انگیز است.


لغت ششم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - لغت Guide

Guide (n., v.) /ɡaɪd/ a person who shows the way; to direct; to manage

راهنما؛ هدایت کردن، راهنمایی کردن

Tourists often hire guides.

گردشگران اغلب راهنما استخدام می‌کنند.

آموزش تصویری واژگان ۵۰۴ - درس یازدهم
حتما بخوانید


لغت هفتم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - لغت Quench

Quench (v.) /kwentʃ/ put an end to; drown or put out

[آتش و غیره] خاموش کردن؛ [تشنگی] فرونشاندن

Foam will quench an oil fire.

کف، آتش [ناشی از] نفت را خاموش می‌کند.


لغت هشتم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - لغت Betray

Betray (v.) /bɪˈtreɪ/ give away to the enemy; be unfaithful; mislead; show

عهدشکنی کردن، خیانت کردن؛ [احساسات، حقیقت] آشکار کردن

Nick’s awkward* motions betrayed his nervousness.

اضطراب «نیک» از حرکات غیرطبیعی‌‌‌‌اش معلوم بود.


لغت نهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - لغت Utter

Utter (v., adj.) /ˈʌtər/ speak; make known; express

گفتن، بر زبان آوردن؛ [فریاد] زدن

When Violet accidentally stepped on the nail, she uttered a sharp cry of pain.

وقتی «وایولِت» بطور اتفاقی روی میخ پا گذاشت، از درد فریاد گوش‌خراشی کشید.

آموزش لغات ۵۰۴ واژه - درس سوم + ویدیو
حتما بخوانید


لغت دهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - لغت Pacify

Pacify (v.) /ˈpæsəfaɪ/ make calm; quiet down; bring peace to

آرام کردن، تسکین دادن

This toy should pacify that screaming baby.

این اسباب‌بازی می‌تواند آن کودک در حال جیغ زدن را آرام کند.


لغت یازدهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - لغت Respond

Respond (v.) /rɪˈspɑːnd/ answer; react

پاسخ دادن؛ واکنش نشان دادن

My dog responds to every command I give him.

سگ من به هر دستوری که به او می‌دهم واکنش نشان می‌دهد.


لغت دوازدهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - لغت Beckon

Beckon (v.) /ˈbekən/ signal by a motion of the hand or head; attract

(با حرکت دست یا سر) اشاره کردن، جلب‌توجه کردن

Jack beckoned to me to follow him.

«جَک» اشاره کرد که دنبال او بروم.

منبع: کتاب Fast 504 استاد مهرداد زنگیه‌وندی – استاد محمدرضا ربیعی

 

مطالعه درس‌های دیگر آموزش کتاب ۵۰۴ واژه با روش یادگیری تصویری

منبع: کتاب Fast 504

دیدگاه ها 0

Leave a Reply

  مشترک شدن  
اعلام کردن به
آموزش ویدیویی 504 واژه - اختصاصی فست زبانمشاهده