جدید ترین عناوین خبری امروز
[custom-login-form btn_close="true" logo_src="https://fastzaban.com/wp-content/uploads/2019/12/fastzaban-logo-98.jpg" btn_register_class="btn_show_registerForm"] کاربر جدید هستم! [/custom-login-form][custom-register-form btn_close='true' logo_src='https://fastzaban.com/wp-content/uploads/2019/12/fastzaban-logo-98.jpg' ]
خانه » آموزش تصویری لغات ۵۰۴ واژه » آموزش تصویری کتاب ۵۰۴ واژه – درس پانزدهم
آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه sacred

آموزش تصویری کتاب ۵۰۴ واژه – درس پانزدهم

در این مطلب از فست زبان آموزش تصویری لغات درس پانزدهم کتاب ۵۰۴ واژه ضروری را برای شما آماده کردیم. اگر دوست دارید از بقیه درس های این آموزش را مطالعه کنید از بالای صفحه منوی آموزش لغت – آموزش تصویری ۵۰۴ را انتخاب کنید.   

 

توجه مهم: این آموزش بخشی از کتاب Fast 504 استاد زنگیه‌وندی و استاد ربیعی است. برای مطالعه کامل این آموزش‌ها و سفارش این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید.
کتاب Fast 504

لغت اول

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه expand

 

Expand (v.) /ɪkˈspænd/ increase in size; enlarge; swell

بزرگ کردن، بسط دادن

Present laws against people who pollute* the air must be expanded.

قوانین فعلی در مورد کسانی که هوا را آلوده می‌کنند باید توسعه پیدا کنند.


لغت دوم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Alter

 

Alter (v.) /ˈɔːltər/ make different; change; vary

عوض کردن؛ دستکاری کردن

It’s absurd* to spend money to alter that old candy store.

صرف هزینه برای تغییر آن مغازۀ شیرینی‌فروشی قدیمی احمقانه است.


لغت سوم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه mature

 

Mature (adj.) /məˈtʃʊr, məˈtjʊər/ ripe; fully grown or developed

[میوه و غیره] رسیده؛ [انسان و جانور] بالغ

I could tell that Mitch was mature from the way he persisted* in his work.

از پشتکاری که «میچ» در کارش داشت فهمیدم که او آدم پخته‌‌ای است.


لغت چهارم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه sacred

Sacred (adj.) /ˈseɪkrəd/ worthy of respect; holy

قابل‌احترام، مقدس

Her sacred medal had to be sold because the family was in urgent* need of money.

مدال مقدسش بایستی فروخته می‌شد، زیرا خانواده‌‌‌‌اش نیاز مبرم به پول داشت.


لغت پنجم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه revise

 

Revise (v.) /rɪ’vaɪz/ change; alter*; bring up to date

تغییر دادن، اصلاح کردن

The dictionary was revised and then published in a more expensive* edition.

فرهنگ لغت بازنویسی شد و سپس در نسخه‌‌ای با قیمت گران‌تر چاپ شد.

آموزش تصویری ۵۰۴ - درس ۳۱
حتما بخوانید


لغت ششم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه pledge

Pledge (v.) /pledʒ/ promise

سرزنش کردن؛ (علناً) متهم کردن

Before the grand jury, the sinister* gangster pledged to tell the whole truth.

تبهکار شرور در برابر هیئت‌منصفۀ عالی قول داد که کل حقیقت را بگوید.

 


لغت هفتم

آموزش تصویری لغات ۵۰۴ - واژه Casual

Casual (adj.) /ˈkæʒuəl/ happening by chance; not planned or expected; not calling attention to itself

اتفاقی، پیش‌بینی‌نشده

The bartender made a casual remark about the brawl* in the backroom.

صاحب کافه در مورد دعوای اتاق پشتی با بی‌تفاوتی اظهارنظر کرد.

 


لغت هشتم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Pursue

Pursue (v.) /pərˈsuː/ follow; proceed along

تعقیب کردن، دنبال رفتن

Ernie rowed up the river, pursuing it to its source.

«اِرنی» در رودخانه پارو می‌زد و به دنبال سرچشمۀ آن بود.

آموزش تصویری لغات کتاب ۵۰۴ واژه - درس بیست و چهارم
حتما بخوانید


لغت نهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Unanimous

Unanimous (adj.) /ju:’nanɪmes/ in complete agreement

هم‌عقیده، متفق‌القول

The class was unanimous in wanting to eliminate* study halls.

کلاس اجماعاً خواستار حذف کلاس مطالعه و تمرین بود.

 


لغت دهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Fortunate

Fortunate (adj.) /ˈfɔː(r)tʃənət/ having good luck; lucky

خوشبخت

Wesley was fortunate to have an adequate* sum of money in the bank.

«وِسلی» خوش‌شانس بود که پول ‌‌‌به‌اندازۀ کافی در بانک داشت.


لغت یازدهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Pioneer

Pioneer (n., adj.) /ˌpaɪəˈnɪə(r)/ one who goes first or prepares a way for others

پیشگام، پیشکسوت

My grandfather was a pioneer in selling wholesale* products.

پدربزرگ من در فروش محصولات بصورت عمده پیش‌قدم بود.

 


لغت دوازدهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه innovative

Innovative (adj.) /ˈɪnəveɪtɪv/ fresh; clever; having new ideas

نو؛ مبتکرانه

Nicole decided to alter* her approach and become more innovative.

«نیکول» تصمیم گرفت رویکردش را عوض کند و خلاق‌تر شود.

 

منبع: کتاب Fast 504 استاد مهرداد زنگیه‌وندی – استاد محمدرضا ربیعی

 

مطالعه درس‌های دیگر آموزش کتاب ۵۰۴ واژه با روش یادگیری تصویری

لطفا به این مطلب رای دهید.

دیدگاه ها 0

Leave a Reply

  مشترک شدن  
اعلام کردن به
آموزش ویدیویی 504 واژه - اختصاصی فست زبانمشاهده