جدید ترین عناوین خبری امروز
[custom-login-form btn_close="true" logo_src="https://fastzaban.com/wp-content/uploads/2019/12/fastzaban-logo-98.jpg" btn_register_class="btn_show_registerForm"] کاربر جدید هستم! [/custom-login-form][custom-register-form btn_close='true' logo_src='https://fastzaban.com/wp-content/uploads/2019/12/fastzaban-logo-98.jpg' ]
خانه » آموزش لغات ۵۰۴ واژه » آموزش تصویری کتاب ۵۰۴ واژه – درس سیزدهم
آموزش تصویری کتاب 504 واژه - درس سیزدهم

آموزش تصویری کتاب ۵۰۴ واژه – درس سیزدهم

فست زبان: در یکی دیگر از سری آموزش‌های کتاب ۵۰۴ واژه، آموزش کامل تصویری درس ۱۳ این کتاب را برای شما آماده کردیم. این درس نیز شامل ۱۲ واژه می باشد که به همراه تصویر، تلفظ، مترادف، مثال و ترجمه فارسی آورده شده است. حتما در ادامه با ما همراه باشید.

 

توجه مهم: این آموزش بخشی از کتاب Fast 504 استاد زنگیه‌وندی و استاد ربیعی است. برای مطالعه کامل این آموزش‌ها و سفارش این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید.
کتاب Fast 504

لغت اول

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Journalist

Journalist (n.) /ˈdʒɜ:(r)nəlɪst/ one who writes for, edits, manages, or produces a newspaper or magazine

روزنامه‌نگار، خبرنگار

Journalists must have a comprehensive* knowledge* of the city where they work.

روزنامه‌نگاران بایستی دربارۀ شهری که در آن کار می‌کنند، دانش کاملی داشته باشند.


لغت دوم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Famine

Famine (n.) /ˈfæmɪn/ starvation; great shortage

قحطی، خشکسالی

The rumor of a famine in Europe was purely fiction.*

شایعۀ خشکسالی در اروپا کاملاً ساختگی بود.


لغت سوم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه revive

Revive (v.) /rɪˈvaɪv/ bring back or come back to life or consciousness

احیا کردن، دوباره رواج دادن

There is a movement to revive old plays for modern audiences.

جنبشی برای بازسازی نمایشنامه‌های قدیمی برای مخاطبین امروزی شکل گرفته است.


لغت چهارم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Commence

Commence (v.) /kəˈmens/ begin; start

شروع کردن، شروع شدن

Graduation will commence at ten o’clock.

مراسم فارغ‌التحصیلی ساعت ده آغاز خواهد شد.


لغت پنجم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Observant

Observant (adj.) /əbˈzɜːrvənt/ quick to notice; watchful

تیزبین، هوشیار، نکته‌بین

We were observant of the conflict* between the husband and his wife.

ما شاهد دعوای بین زن و شوهر بودیم.

 

آموزش تصویری ۵۰۴ - درس ۳۲
حتما بخوانید


لغت ششم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - لغت identify

Identify (v.) /aɪˈdentɪfaɪ/ recognize as being, or show to be, a certain person or thing; prove to be the same

شناسایی کردن، تشخیص دادن

Numerous* witnesses identified the butcher as the thief.

تعداد زیادی از شاهدان قصاب را به‌عنوان دزد شناسایی کردند.

 


لغت هفتم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Migrate

Migrate (v.) /ˈmaɪɡreɪt/ move from one place to another

مهاجرت کردن، کوچ کردن

The fruit pickers migrated to wherever they could find work.

میوه‌چین‌ها به هر جا که می‌توانستند کار پیدا کنند، کوچ می‌کردند.


لغت هشتم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه Vessel

Vessel (n.) /ˈvesəl/ a ship; a hollow container; tube containing body fluid

کشتی؛ ظرف

The Girl Scouts were permitted a glimpse* of the vessel being built when they toured the Navy Yard.

هنگامیکه دختران پیش‌آهنگ برای گشت به انبار [ساختِ] نیروی دریایی رفتند، اجازه یافتند که نگاهی به کشتی در حال ساخت بیندازند.

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه - درس بیستم
حتما بخوانید


لغت نهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه persist

Persist (v.) /pərˈsɪst/ continue firmly; refuse to stop/ be changed to (something)

(در برابر مشکلات) ایستادگی کردن؛ ادامه یافتن

The humid* weather persisted all summer.

هوای مرطوب کل تابستان ادامه داشت.


لغت دهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه hazy

Hazy (adj.) /ˈheɪzi/ misty; smoky; unclear

مه‌آلود، دودگرفته، غبارآلود؛ نامشخص

The vicinity* of London is known to be hazy.

حومه لندن به مه گرفتگی مشهور است.


لغت یازدهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه gleam

Gleam (n., v.) /gli:m/ a flash or beam of light

تاریک، کم‌نور؛ افسرده؛ ابری

A gleam of light shone through the prison window.

نور ضعیفی از پنجرۀ زندان می‌تابید.


لغت دوازدهم

آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه تصویری - واژه editor

Editor (n.) /ˈedɪtə(r)/ person who prepares a publication; one who corrects a manuscript and helps to improve it

ویراستار، سردبیر

The student was proud to be the editor of the school newspaper.

دانش‌آموز به خود می‌بالید که سردبیر روزنامۀ مدرسه است.

 

منبع: کتاب Fast 504 استاد مهرداد زنگیه‌وندی – استاد محمدرضا ربیعی

 

مطالعه درس‌های دیگر آموزش کتاب ۵۰۴ واژه با روش یادگیری تصویری

لطفا به این مطلب رای دهید.

منبع: فست زبان

دیدگاه ها 0

Leave a Reply

avatar
  مشترک شدن  
اعلام کردن به
آموزش ویدیویی 504 واژه - اختصاصی فست زبانمشاهده

استفاده ساده و سریع از مطالب سایت در اپلیکیشن فست زبان