آموزش تصویری کتاب 504 واژه – درس دوازدهم فست زبان: در یکی دیگر از سری آموزشهای کتاب 504 واژه، آموزش کامل تصویری درس ۱۲ این کتاب را برای شما آماده کردیم. این درس نیز شامل ۱۲ واژه می باشد که به همراه تصویر، تلفظ، مترادف، مثال و ترجمه فارسی آورده شده است. حتما در ادامه با ما همراه باشید. توجه مهم: این آموزش بخشی از کتاب Fast 504 استاد زنگیهوندی و استاد ربیعی است. برای مطالعه کامل این آموزشها و سفارش این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید. کتاب Fast 504 لغت اول Ignite (v.) /ɪg’naɪt/ set on fire تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/12/uk-ignite.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/12/ignite.mp3 آتش زدن، مشتعل شدن، ایجاد احتراق کردن One match can ignite an entire forest. یک کبریت میتواند یک جنگل کامل را به آتش بکشد. لغت دوم Abolish (v.) /əˈbɑːlɪʃ/ do away with completely; put an end to تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/12/uk-abolish.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/12/abolish.mp3 منسوخ کردن، فسخ کردن My school has abolished final exams altogether. مدرسۀ من امتحانات پایانترم را بطور کامل لغو کرده است. لغت سوم Urban (adj.) /ˈɜːrbən/ of or having to do with cities or towns تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/12/uk-urban.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/12/urban.mp3 وابسته به شهر، شهری I plan to exchange my urban location for a rural* one. قصد دارم موقعیت خود در شهر را با یک محل روستایی معاوضه کنم. لغت چهارم Population (n.) /ˌpɑːpjuˈleɪʃən/ people of a city or country تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/12/uk-population.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/12/population.mp3 جمعیت؛ مردم China has the largest population of any country. چین نسبت به هر کشوری بیشترین جمعیت را دارد. لغت پنجم Frank (adj.) /fræŋk/ free in expressing one’s real thoughts, opinions, or feelings; not hiding what is in one’s mind تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/12/uk-frank.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/12/frank.mp3 رک؛ صادق، درستکار People liked Duffy because they knew he would be frank with them. مردم «دافی» را دوست داشتند، چون میدانستند او با آنها روراست است. آموزش تصویری کتاب 504 واژه - درس شانزدهمحتما بخوانید لغت ششم Pollute (v.) /pe’lu:t/ make dirty تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/12/uk-pollute.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/12/pollute.mp3 آلوده کردن There is much evidence* to show that the air we breathe is polluted. شواهد بسیاری وجود دارد که نشان میدهد هوایی که ما استنشاق میکنیم آلوده است. لغت هفتم Reveal (v.) /ri’vi:l/ make known تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/12/uk-reveal.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/12/reveal.mp3 آشکار کردن؛ افشا کردن The auto company revealed reluctantly* that there were defects* in their new models. شرکت خودروسازی با اکراه فاش کرد که در مدلهای جدیدشان نقصهایی وجود داشته است. لغت هشتم Prohibit (v.) /proʊ’hibit/ forbid by law or authority تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/12/uk-prohibit.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/12/prohibit.mp3 ممنوع کردن؛ جلوگیری کردن Many homeowners prohibit others from walking on their property. بسیاری از صاحبخانهها از پا گذاشتن دیگران به ملکشان جلوگیری میکنند. آموزش تصویری کتاب 504 واژه - درس پانزدهمحتما بخوانید لغت نهم Urgent (adj.) /ˈɜːrdʒənt/ demanding immediate action or attention; important تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/12/uk-urgent.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/12/urgent.mp3 اضطراری، مبرم An urgent telephone call was made to the company’s treasurer. یک تماس اضطراری با خزانهدار شرکت گرفته شد. لغت دهم Adequate (adj.) /ˈædɪkwət/ as much as is needed; fully sufficient تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/12/uk-adequate.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/12/adequate.mp3 کافی، مناسب Rover was given an adequate amount of food to last him the whole day. بهاندازۀ کافی به «رُور» غذا دادند تا کل روز را دوام بیاورد. لغت یازدهم Decrease (v.) /dɪˈkriːs/ make or become less تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/12/uk-Decrease.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/12/Decrease.mp3 کاستن، کاهش دادن As he kept spending money, the amount he had saved decreased. مقدار پولی که پسانداز کرده بود کم شد، چون مدام از آن خرج میکرد. لغت دوازدهم Audible (adj.) /ˈɑ:dəbəl/ able to be heard تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/12/uk-audible.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/12/audible.mp3 آنقدر بلند که بتوان شنید، رسا After Len got his new hearing aid, my telephone calls became audible. بعد از اینکه «لِن» سمعک جدیدش را خرید، صدای من را پشت تلفن راحتتر میشنید. منبع: کتاب Fast 504 استاد مهرداد زنگیهوندی – استاد محمدرضا ربیعی مطالعه درسهای دیگر آموزش کتاب 504 واژه با روش یادگیری تصویری درس 13 درس 11 درس 10 درس 9 سایر دروس معرفی کتاب Fast 504 لطفا به این مطلب رای دهید. 3.7/5 - (3 امتیاز) کپی شد برچسب ها: استاد مهرداد زنگیه وندی