فست زبان: در این بخش از آموزش لغات زبان انگلیسی، واژگان کتاب ۵۰۴ واژه را که برای آمادگی آزمون‌های زبان اهمیت دارند با هم می‌آموزیم.

آموزش لغات زبان انگلیسی ویژه آزمون‌های زبان

آموزش لغات ۵۰۴ واژه

درس سوم

لغت اول

Typical (adj.) /ˈtɪp.ɪ.kəl/ usual; of a kind

US

UK

عادی، معمولی، نوعی

It was typical of the latecomer to conceal the real cause of his lateness.

ترجمه: پنهان کردن دلیل واقعی تأخیر برای شخصی که دیر می‌آمد عادی بود.
واژه typical
واژه minimum

لغت دوم

Minimum (n.) /ˈmɪn.ɪ.məm/ the least possible amount; the lowest amount

US

UK

کمترین، مقدار ممکن، حداقل

Congress has set a minimum wage for all workers.

ترجمه: کنگره میزان حداقل پرداختی را برای همهٔ کارگران مشخص کرده است.

لغت سوم

Scarce (adj.) /skeəs/ US /skers/ hard to get; rare

US

UK

کمیاب، نادر؛ کم

How scarce are good cooks?

ترجمه: آشپزهای خوب چقدر کمیاب هستند.
واژه scarce
واژه annual

لغت چهارم

Annual (adj.) /ˈæn.ju.əl/ once a year; something that appears yearly or lasts for a year

US

UK

سالیانه، هر ساله؛ یک ساله؛ سالنامه

Plants that live only one year are called annuals.

ترجمه: درختانی که فقط یک سال عمر می‌کنند یکسال‌زی (یک ساله) نام دارند.

لغت پنجم

Persuade (v.) /pəˈsweɪd/ win over to do or believe; make willing

US

UK

متقاعد کردن، مجاب کردن

No one could persuade the capitan to leave the sinking ship.

ترجمه: کسی نتوانست ناخدا را راضی کند تا کشتی در حال غرق شدن را ترک کند.
واژه persuade
واژه essential

لغت ششم

Essential (adj.) /ɪˈsen.ʃəl/ necessary; very important

US

UK

لازم، ضروری، واجب

It is essential that we follow the road map.

ترجمه: لازم است که از نقشهٔ مسیر پیروی کنیم.
آموزش کامل لغات کتاب ۵۰۴ واژه - درس نهم
حتما بخوانید

لغت هفتم

Blend (v.) /blend/ mix together thoroughly; a mixture

US

UK

آمیختن، مخلوط کردن؛ ترکیب

The color of the rainbow blend into one another.

ترجمه: رنگ‌های رنگین کمان در هم ادغام می‌شوند.
واژه blend
واژه visible

لغت هشتم

Visible (adj.) /ˈvɪz.ə.bəl/ able to be seen

US

UK

مرئی، قابل رؤیت

You need a powerful lens to make some geerms visible.

ترجمه: برای مشاهدهٔ بعضی از میکروب‌ها یک عدسی قوی لازم است.

لغت نهم

Expensive (adj.) /ɪkˈspen.sɪv/ costly; high-priced

US

UK

گران، پرخرج

Because diamonds are scarce they are expensive.

ترجمه: الماس‌ها به دلیل نایاب بودن گران هستند.
واژه expensive
واژه talent

لغت دهم

Talent (n.) /ˈtæl.ənt/ natural ability

US

UK

استعداد

Hard work can often make up for a lack of talent.

ترجمه: نبود استعداد را اغلب می‌توان با سخت‌کوشی جبران کرد.

لغت یازدهم

Devise (v.) /dɪˈvaɪz/ think out; plan; invent

US

UK

فکر کردن، برنامه‌ریزی کردن؛ اختراع کردن

The burglars devised a scheme for entering the bank at night.

ترجمه: سارقین برای ورود شبانه به بانک نقشه کشیدند.
واژه devise
واژه wholesale

لغت دوازدهم

Wholesale (adj.) /ˈhəʊl.seɪl/ bet

US

UK

در مقیاس وسیع؛ عمده فروشی

By buying my ties wholesale I save fifteen dollars a year.

ترجمه: با خرید کراوات‌هایم بصورت عمده، سالی پانزده دلار صرفه‌جویی می‌کنم.
Fast 504 نگاهی نو به کتاب ۵۰۴ واژه
حتما بخوانید
 
 

لطفا اگر این مطلب را دوست داشتید آن را با دوستان خود به اشتراک گذارید

Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on whatsapp
WhatsApp
Share on email
Email

یادگیری سریع لغات

لغات را یکبار بیاموزید و تا همیشه در ذهن داشته باشید

معانی کاربردی و بروز

معانی کاربردی و کامل لغات را فقط در اینجا می‌توانید بیاموزید

شیوه‌های نوین آموزش

لغات را با شیوه‌های علمی و نوین یاد بگیرید

در خبرنامه فست زبان عضو شوید

مطالب جدید برای شما ارسال خواهد شد
۰/۵ (۰ Reviews)
خرید کتاب زبان از دیجی کالا با تخفیف فوق العاده
بسته قبولی در آزمون EPT فست زباناطلاعات بیشتر