فست زبان: در این بخش از آموزش لغات زبان انگلیسی، واژگان کتاب ۵۰۴ واژه را که برای آمادگی آزمون‌های زبان اهمیت دارند با هم می‌آموزیم.

آموزش لغات زبان انگلیسی ویژه آزمون‌های زبان

آموزش لغات ۵۰۴ واژه

درس چهارم

لغت اول

Vapor (n.) /ˈveɪ·pər/ moisture in the air that can be seen; fog; mist

US

UK

بخار، مه

 

He has gathered data on the amount of vapor rising from the swamp.

ترجمه: او اطلاعاتی در مورد میزان بخاری که از باتلاق برمی‌خیزد، جمع‌آوری کرده است.
لغت vapor

لغت دوم

Eliminate (v.) /iˈlɪm.ɪ.neɪt/ get rid of; remove; omit

US

UK

[نیاز، خطر] برطرف کردن، از بین بردن؛ [مسابقات] حذف کردن/ شدن

When the railroad tracks are raised, the danger of crossing will be eliminated.

ترجمه: زمانیکه ریل‌های راه‌آهن بالا برده می‌شوند، خطر عبور از آنها رفع می‌شود.

لغت سوم

Villain (n.) /ˈvɪl.ən/ a very wicked person

US

UK

(شخص) شرور، رذل

The villain concealed the corpse in the cellar.

ترجمه: با وجود اینکه همسایه‌ام اخیرا یک ماشین جدید خریده، به او حسادت نمی‌کنم.
لغت villain
لغت dense

لغت چهارم

Dense (adj.) /dens/ closely packed together; thick

US

UK

به هم فشرده؛ متراکم؛ [عامیانه] احمق

His keen knife cut through the dense jungle.

ترجمه: سگ من حس بویایی قوی دارد.

لغت پنجم

Utilize (v.) /ˈjuː.təl.aɪz/ make use of

US

UK

بکار بردن، مورد استفاده قرار دادن

No one seems willing to utilize this vacant house.

ترجمه: رئیس جمهور فردا سوگند یاد خواهد کرد.
لغت utilize
لغت humid

لغت ششم

Humid (adj.) /ˈhjuː.mɪd/ moist; damp

US

UK

نمناک، مرطوب

Most people believe that ocean air is quite humid.

ترجمه: اکثر مردم اعتقاد دارند که هوای اقیانوس کاملاً مرطوب است.
آموزش لغات ۵۰۴ واژه - درس سوم
حتما بخوانید

لغت هفتم

Theory (n.) /ˈθɪə.ri/ explanation based on thought, observation

US

UK

نظریه، فرضیه

Einstein's theory is reeally too difficult for the average person to understand.

ترجمه: فهم نظریهٔ «اینشتین» برای یک آدم عادی بسیار دشوار است.
لغت Theory
واژه descend

لغت هشتم

Descend (v.) /dɪˈsend/ go or come down from a higher place to a lower level

US

UK

پایین آمدن، فرود آمدن

If we let the air out of a balloon, it will have to descend.

ترجمه: اگر هوای یک بادکنک را خالی کنیم، پایین می‌آید.

لغت نهم

Circulate (v.) /ˈsɜː.kjə.leɪt/ go around; go from place to place or person to person

US

UK

دور زدن؛ به گردش در آوردن، حرکت کردن

A fan may circulate the air in summer, but it doesn't cool it.

ترجمه: در تابستان یک پنکه ممکن است هوا را به گردش درآورد ولی آن را خنک نمی‌کند.
لغت circulate
واژه enormous

لغت دهم

Enormous (adj.) /ɪˈnɔː.məs/ extremely large; huge

US

UK

بسیار بزرگ، عظیم

Public hangings once drew enormous crowds.

ترجمه: زمانی اعدام‌های عمومی جمعیت بسیاری را جذب می‌کرد.

لغت یازدهم

Predict (v.) /prɪˈdɪkt/ tell beforehand

US

UK

پیش‌بینی کردن

Who can predict the winner of the Super Bowl this year?.

ترجمه: چه کسی می‌تواند قهرمان سوپرجام امسال را پیش‌بینی کند؟
لغت Predict
واژه vanish

لغت دوازدهم

Vanish (v.) /ˈvæn.ɪʃ/ become fit; show that you are able

US

UK

(بطور ناگهانی) ناپدید شدن، غیب شدن

Give him a week without a job and all his money will vanish.

ترجمه: کافیست یک هفته شغل نداشته باشد، کل پول‌هایش ناپدید می‌شود.
Fast 504 نگاهی نو به کتاب ۵۰۴ واژه
حتما بخوانید
 
 
این مطلب را پسندید؟
 
آموزش لغات کتاب ۵۰۴ واژه – درس چهارم
۵ (۱۰۰%) ۳ vote

لطفا اگر این مطلب را پسندید آن را با دوستان خود به اشتراک گذارید

Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on whatsapp
WhatsApp
Share on email
Email

یادگیری سریع لغات

لغات را یکبار بیاموزید و تا همیشه در ذهن داشته باشید

معانی کاربردی و بروز

معانی کاربردی و کامل لغات را فقط در اینجا می‌توانید بیاموزید

شیوه‌های نوین آموزش

لغات را با شیوه‌های علمی و نوین یاد بگیرید

در خبرنامه فست زبان عضو شوید

مطالب جدید برای شما ارسال خواهد شد
Summary
Article Name
آموزش حرفه‌ای لغات کتاب ۵۰۴ واژه بصورت کامل و تصویری درس چهارم - فست زبان
Description
فست زبان: آموزش حرفه ای لغات درس چهارم کتاب ۵۰۴ واژه بصورت تصویری و متنی با ترجمه فارسی و مثال بر اساس کتاب fast 504 استاد مهرداد زنگیه وندی ویژه آزمون های زبان در ایران
Author
Publisher Name
فست زبان
کتاب بانک سوالات EPT تا فروردین ۹۸ منتشر شدسفارش