آموزش لغات 504 با تصویر – درس دهم فست زبان: در یکی دیگر از سری آموزشهای کتاب 504 واژه، آموزش کامل تصویری درس 10 این کتاب را برای شما آماده کردیم. این درس نیز شامل ۱۲ واژه می باشد که به همراه تصویر، تلفظ، مترادف، مثال و ترجمه فارسی آورده شده است. حتما در ادامه با ما همراه باشید. توجه مهم: این آموزش بخشی از کتاب Fast 504 استاد زنگیهوندی و استاد ربیعی است. برای مطالعه کامل این آموزشها و سفارش این کتاب روی لینک زیر کلیک کنید. کتاب Fast 504 لغت اول Excel (v.) /ɪk’sel/ be better than; do better than تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/10/uk-excel.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/10/excel.mp3 بهتر بودن از؛ سرآمد بودن؛ پیشی گرفتن Because he was so small, Larry could not excel in sports. از آنجا که «لَری» جثۀ کوچکی داشت، نمیتوانست در ورزش سرآمد باشد. لغت دوم Feminine (adj.) /ˈfemənɪn/ of women or girls تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/10/uk-feminine.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/10/feminine.mp3 زنانه، دخترانه؛ ظریف Aunt Sarah can always be counted on to give the feminine viewpoint. همیشه میتوان روی نقطه نظرات ظریف عمه «سارا» حساب کرد. لغت سوم Mount (v.) /maʊnt/ get up on تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/10/uk-mount.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/10/mount.mp3 بالا رفتن؛ سوار شدن (بهویژه بر پشت اسب یا روی دوچرخه) The watchman mounted the tower to see if there were any people in the vicinity. نگهبان روی برجک رفت که ببیند آیا کسی در آن حوالی هست. لغت چهارم Compete (v.) /kəmˈpiːt/ try hard to get something wanted by others; be a rival تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/10/uk-compete.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/10/compete.mp3 رقابت کردن، مسابقه دادن The former champion was challenged* to compete for the tennis title. از قهرمان اسبق دعوت شد تا برای کسب عنوان قهرمانی تنیس در مسابقات شرکت کند. لغت پنجم Dread (v., adj., n.) /dred/ look forward to with fear; fear greatly; causing great fear تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/10/uk-dread.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/10/dread.mp3 دلواپس بودن، دلهره داشتن، (بهشدت) ترسیدن The poor student dreaded going to school each morning. دانشآموز ضعیف هر روز صبح از رفتن به مدرسه میترسید. آموزش لغات ۵۰۴ واژه - درس سوم + ویدیوحتما بخوانید لغت ششم Masculine (adj.) /ˈmæskjəlɪn/ of man; male تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/10/uk-masculine.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/10/masculine.mp3 مردانه؛ مذکر؛ دلیر؛ جوانمرد The boy became more masculine as he got older. پسرک هر چه بزرگتر میشد، دلیرتر میشد. لغت هفتم Menace (n.) /’menes/ threat تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/10/uk-menace.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/10/menace.mp3 تهدید، خطر؛ مایۀ دردسر Sergeant Foy’s raw language was an obvious* menace to the reputation of the entire police department . بددهنی گروهبان «فوی» بیشک آبروی کل ادارۀ پلیس را در معرض خطر قرار داد. لغت هشتم Tendency (n.) /’tendensi/ leaning; movement in a certain direction تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/10/uk-tendency.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/10/tendency.mp3 گرایش، تمایل؛ استعداد، زمینه My algebra teacher has a tendency to forget the students’ names. معلم جبر من زمینۀ فراموش کردن اسم دانشآموزان را دارد. آموزش کامل لغات کتاب ۵۰۴ واژه - درس نهمحتما بخوانید لغت نهم Underestimate (v.) /ʌndərˈestɪmeɪt/ set too low a value, amount, or rate تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/10/uk-Underestimate.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/10/Underestimate.mp3 دستکم گرفتن، کماهمیت پنداشتن The value of our house was underestimated by at least two thousand dollars. ارزش خانۀ ما حداقل دو هزار دلار کمتر برآورد شد. لغت دهم Victorious (adj.) /vɪkˈtɔːriəs/ having won a victory; conquering تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/10/uk-victorious.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/10/victorious.mp3 پیروز، برنده، فاتح Terry faced the challenge* with the bad attitude that he could not be victorious. «تری» با این نگرش منفی که نمیتواند پیروز شود در مسابقه شرکت کرد. لغت یازدهم Numerous (adj.) /ˈnuːmərəs/ very many; several تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/10/Numerous.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/10/uk-Numerous.mp3 متعدد، زیاد، فراوان Dr. Fischer had resisted* accepting money from the poor woman on numerous house calls. دکتر «فیشر» دفعات زیادی برای ویزیت به منزل آن زن فقیر رفته و از گرفتن پول خودداری کرده بود. لغت دوازدهم Flexible (adj.) /ˈfleksəbəl/ easily bent; willing to yield تلفظ بریتانیایی / UK https://dl.fastzaban.com/504/10/uk-flexible.mp3 آمریکایی / US https://dl.fastzaban.com/504/10/flexible.mp3 قابلانعطاف؛ سازشپذیر؛ نرم A mouse’s flexible body allows it to squeeze through narrow openings. بدن انعطافپذیر موش به آن این امکان را میدهد که با فشار از سوراخهای باریک رد شود. منبع: کتاب Fast 504 استاد مهرداد زنگیهوندی – استاد محمدرضا ربیعی مطالعه درسهای دیگر آموزش کتاب 504 واژه با روش یادگیری تصویری درس 11 درس 9 درس 8 درس 7 سایر دروس معرفی کتاب Fast 504 لطفا به این مطلب رای دهید. 3.3/5 - (9 امتیاز) کپی شد